جغرافیای فرهنگی و تحلیل سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران از منظر جغرافیای برساخت‎گرا

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار جغرافیا سیاسی دانشگاه خوارزمی تهران

2 دانشجو دکتراجغرافیا سیاسی دانشگاه تهران

3 دانشجو ارشد جغرافیا سیاسی دانشگاه تهران

چکیده

با وقوع انقلاب 1357 در ایران، نظام شاهنشاهی پهلوی که دارای ایدئولوژی سیاسی سکولار و نزدیک به غرب بود، کنار رفت و نظام جمهوری اسلامی ایران با ایدئولوژی مبتنی بر اسلام خیزشی و اندیشه‎ی مقاومت زمام کشور ایران را در دست گرفت. از این زمان به بعد نظام جمهوری اسلامی ایران به‎عنوان حکومتی با اندیشه‎ای مبتنی بر ایدئولوژی اسلامی به‎عنوان بازیگری جدید در سطح نظام بین‎الملل شروع به فعالیت نمود؛ اما این حکومت در پیگیری اهداف و منافع خود همواره با چالش‎های بسیاری مواجه بوده است که این امر سبب شده تا جمهوری اسلامی در حوزه‎ی سیاست خارجی در دستیابی به مطلوب‎های خود در منطقه و جهان همواره با مشکلات و آسیب‎هایی مواجه شود. بنابراین، در پژوهش پیش رو سعی شده تا براساس رویکرد جغرافیایی- برساخت‎گرایانه به ریشه‎یابی این چالش‎ها پرداخته شود و راه‎کارهایی نیز در این زمینه ارائه گردد. سؤالات اساسی در این مقاله این است که: چه عواملی سبب شکل‎گیری چالش در مسیر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران شده است و جایگاه جغرافیای فرهنگی در این مسئله کجاست؟ این تحقیق به روش توصیفی- تحلیلی نگاشته شده است.

کلیدواژه‌ها